آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

60 ضرب در 2

سلام به همگی 167 ای بابا! پسر جون! دیدی مامان و بابا، هیچی بهت نگفتن و راحت واسه ی خودت انگشت شصتت رو خوردی. نوش جونت عزیزم. اما دیگه خودت هم یه ذره مراعات کن مادر جون! دیگه 2 تا انگشت 60 تو دهن کردن رو از کجا اختراع کردی!!!!!! چطوری جا می شن دو تاش توی دهن غنچه ت مامان؟! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * دو سه روزیه آقا پسر، دو تا انگشت 60 دستاش رو می کنه در دهانِ مبارک و حالا نخور کی بخور! ** نوش جونت مامان ، به قول رفیقت، از انگشتاش آرامش می گیره. ...
14 مرداد 1391

تُف بازي

سلام به همگي 165 يک مدت تقريبا يکي دو هفته، انقدر با زبونش توليدات ايجاد مي کنه که ميشه باهاش برکه اي يا حتي درياچه اي رو ساخت. گاهي خط اين توليدات به قدري شدت داره که مي پره توي گلوش و شروع مي کنه به سرفه کردن. توليدش کاملا هم باصدا هست. صداش تقريبا توي اين مايه هاست: فففففففففففففففففففف وووووووووووووووووووووووو گگگگگگگگگگگگگگگگ البته از نوع آبکي. خدا تُفات رو هم حفظ کنه مادر. ...
12 مرداد 1391

هفته ي اولین کارها....

سلام به همگي 162 اين هفته اين اتفاقات داره ميفته: 1. لثه هاش داره سفت ميشه 2. دنبال يه چيزيه واسه گاز گرفتن 3.چيزي پيدا نمي کنه جز چونه و شونه ي من!!! 4. غلت مي زنه.(ديگه به طور مداوم، از 3 ماهگي شکسته شکسته مي زد) 5.دستاش رو گاهي مي تونه بياره جلوش گاهي نمي تونه. 6. گاهي دو تا غلت مي زنه و ميره به سمت چوب مبل و اون رو گاز مي گيره! 7. گاهي خسته مي شه و سرش رو بالا نمياره ديگه و امان از جيغ هاي اون موقع!!! 8.دستش رو مشت مي کنه به حالتِ​-وقتايي که شعار مرگ بر آمريکا- مي ديم، مياره بالا و پايين بعد آروم مي کوبونه به دهنش. 9. بغلم که هست ديگه آروم نيست ا...
10 مرداد 1391

نسبت انگشت، مو، ابرو و حالات چهره

سلام به همگی 151 با انگشت سبابه و بقیه ی دوستای(انگشتاش) دست چپش؛ موهای سرش رو می گیره، لمس می کنه، و یکهو می کشه! بعد با تعجب ابروهاش رو بالا میندازه، یک نگاهی به بالای سرش می کنه! و اخم تندی چهره ش رو فرا میگیره! ینی پسره من دارم. ...
22 تير 1391

حمام در 130 روزگي

سلام به همگي 144 مدتيه که وقتي تو وانش مي شينه ديگه نمي خواد دستم رو زير گردنش بگيرم محکم مي گيره خودش رو و سرش هم به سمت آب سر نمي خوره.... اين دفعه اما ديگه نوبر بود؛ پايي تکون مي داد تو آب وانش که پاشيده مي شد به سر و صورت من. خيلي در ذوقم با اين همه توانايي که داره پيدا مي کنه. خدايا توان هاش رو فقط و فقط در راه خودت صرف کنه به برکت صلواتي بر محمد و ال محمد ...
13 تير 1391

انگشتانت...

سلام به همگي 142 امروز موبايلم زنگ خورد. محمدسجاد بغلم بود. موبايلم رو برداشتم جواب بدم که يکهو محمدسجاد دستش رو دراز کرد و موبايلم رو از دستم کشيد!!!!! کلي ذوق از خودم در کردم... ديگه کم کم هيچ چيز در امان نيست از دست اين پسرِ​ماهِ من. امروز 125 روزه شده و همچين نفس نفس ذوقانه اي مي کنه که دل آدم ميره. ...
7 تير 1391

7 تا 10 هفته دیگه

سلام به همگی ٤٧ دیگه حدودا وارد 30 هفتگی زندگیِ درون دلیِ مامانم شدم. کم کم دیگه قراره بیام و دنیا رو منور کنم.  کلی کار دارم که باید انجام بدم. قراره بابا و مامانم که بهترینن توو عالم، تمام شرایط رو فراهم کنند تا من محبت به خدا که با اون متولد میشم، توی دنیا زیاد و زیاد تر بشه. و به شکوفایی برسه. واسه همینه که ذوق دارم که بیام. میخام بفهمم که چطوری میشه «غیر از خدا، هیچ چیز مهم نباشه، در عین حال که مهمه و لازمه ی زندگی کردن در دنیا» اولین متنی که نوشتم رو خیلی دوستش دارم. خواستید میتونید بخونیدش. برای بابای قوّام و قهرمانم مامان صالح و قانت و محافظ غیبم خواهر-برادرهای پاک دیگم که قراره بعدا بیان، یک ...
24 خرداد 1391

تحول

سلام به همگي46 تقريبا 25 هفته اي مي شود که پله هاي هرباريوم، خانه، مدرسه و همه جا را يکي-يکي، آهسته-آهسته و صلانه-صلانه بالا و پايين مي روم!!! باورم نمي شود: من و پله هاي يکي يکي! اما اولاد چه کارها که با والد خود که نمي کند... چه تغييراتي را که در او باعث نمي شود. جداي از اينکه در اين دوران گاهي به فکرم مي رسد: آدم چه قدر راحت عوض مي شود/ به اين هم فکر مي کنم که: خوش حالم اين ولد مرا دچار تحول مي کند، دچار دگرگوني در برنامه ها در رفتارها در خلقيات در عادات و در حيات! اميد دارم، خلق هاي بي درد بخورم را با خلق محمدي اش اصلاح کند و با درد بخود شوم. اين است محمدسجّاد ما! ...
24 خرداد 1391