آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

گياهخوار

سلام به همگي 245 اين هم پسر من! بعد از اينکه ني ني ها بلاهاي زيادي به سر پنبه(غزال) و جوجو (مينو) در آورده بودن، من اميدم به محمدسجاد بود که دوست دار حيوانات و گياهان باشه... با سرعت مي ره به سمت گلدون هاي موجود در اقصي نقاط خونه و علاوه بر اينکه مشتش رو از خاکشون پر مي کنه!! برگ هاشون رو هم مي گيره ميکشه!!!!!!!!!!!!! تا حالا چندتا برگ کامل از گياه شِفلرا و کنده و گاهي هم خورده!!!! نصف هم مي کنه برگ ها رو!!!! واقعا متاسفم... هم براي اينکه بچه م از آوان کودکي گياه خوار شده هم براي اين همه مسالمت آميز زندگي کردنش با گياهان. حتما اگر حيووني هم داشتيم  الان يا دست نداشت يا پا!!!!!   ...
9 آذر 1391

سينه زني...

سلام به همگي 232 من سينه زنِ امام حسينم. از وقتي که به اين دنيا آمده م... روزانه تقريبا 15 دقيقه  با مامانيم مراسم سينه زني داشتيم توي خونه. مامانم مي ايسته حسين حسين ميگه و با هم سينه مي زنيم. گاهي هم شعرايي که بلده رو مي خونيم. گاهي هم گريه مي کنيم. خيلي دوستت  دارم امام حسين... ...
27 آبان 1391

جنگ سي و چند روزه

سلام به همگي 228 بعد از اينکه من اووووووووووون همه روز مريض شدم ... بعدش خوب شدم... يادتونه که!؟ ولي مامانم طفلي... سه روز کامل يه ويروسي اومده بود تو دلش و خيلي حالش بد بود منم توي اون سه روز هي مي خواستم برم بغلش تا حالش خوب شه!!! الان مامانم خوب شده، يني بهتر شده خدا رو شکر... بابا تو رو خدا بيا ديگه... ديگه هيشکي نمونده نمکه توي خونه ي ما مريض نشده باشه... توي اين سه چهار هفته اي که نبودي رسما روي هم رفته دو سه هفته يا من مريض بودم يا مامانم... ...
21 آبان 1391

تَق...توق... گريه ...

سلام به همگي 225 واقعا انگار يک لحظه هم نمي شود بيشتر از 2 متر از وروجک قوي و شجاعم دور باشم! شايد دستانش هنوز جان و قدرت لازم را ندارند... که مدام سرش مي خورد اين طرف و آن طرف... بيشتر از اينکه ناراحت دردهاي سرش يا همان درد سرهايش باشم، نگران ترس هايي هستم که در او ايجاد مي شود.... انشالله اين مرحله هم به خوبي بگذرد... بعد از هر زمين خوردن و بغل کردن آرام برايش شعر مي خوانم و با او بازي مي کنم تا برايش طبيعي جلوه کند اين اتفاقات... پسر که نبايد نازنازي باشد محمدسجادم. نازنازي بودن براي خواهرت است... خواهر قشنگت. انشالله به موقع يک خواهر ناز و با ادا هم نصيبت شود.     &nb...
14 آبان 1391

عطسه ي ترسناک...

سلام به همگی٢٢٤ ینی زندگیه داریما... دیشب عطسه کردم، این پسر انقدر ترسید و گریه کرد که مجبور شدم برای تمام شدن قائله ١٠ بار دیگه عطسه های الکی بکنم ترسش بریزه... قربونش برم، همچين لب ورميچيد ديدني! مامانا لطفا مراقب عطسه هاي هولناک باشيد. ...
14 آبان 1391