آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

آویز تخت

سلام به همگی 99 دیشب برای اولین بار در 44 روزگی ش  آویز بالای تختش رو کوک کردم براش، و بشدت استقبال کرد. دست و پا می زد و خیلی خوب نگاه می کرد و به موزیکش گوش می داد. خدا حفظش کنه برای خودش. و همون طور که خودش می خواد تربیت بشه انشالله ما که خیلی دوستش می داریم این امانتِ جیگر رو ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ خودم از موزیک آویزش خاطره های خوبی دارم. اول دبستان که بودم مامانم از مکه برام یه عروسک آورده بود که همین آهنگ رو می زد. ...
24 خرداد 1391

يک ماه تمام شد...

سلام به همگي 88 به همين سرعت مي گذرد... ديروز محمدسجاد يک ماهه  شد! به سلامتي... الحمدلله... اما خيلي سريع گذشت، با همه ي سختي ها و بي خوابي ها و بي عادتي هايش. و خيلي خيلي دلچسب و شيريخ زندگي به همين سرعت اين يک ماهه شدن مي گذره. خيلي بايد مراقب بود. به اندازه ي گذشتن يک بادِ خيلي تند و سريع. بايد مراقب باشيم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * امام علي عليه السلام : اگر آدمى، گذر عمر را درك كند، از آرزوهاى فريبنده دست ميكشد. نثر اللآلى‏، صفحه 97 ...
24 خرداد 1391

تميس شديم

سلام به همگي 106 راسته ها که ميگن: آدم تمرين که کنه يک کاري رو و يک کاري رو که مجبوره و بايد انجام بده رو هر جقدر هم که دلهره آور باشه بعد از يک مدت عالي انجامش مي تونه بده!! مامانم ديگه کلي حرفه اي شده توو عمليات حمام و شستشوي من. چه 5 دقيقه اي چه 20 دقيقه اي. امروز انقدر منو تميز شست و راحت اين کار رو انجام داد وآب توو دلم تکون نخورد که دلم مي خواست همونجا بپرم بغلش کنم. [img]http://www.pic4ever.com/images/bighug.gif[/img] واااااي من عاچق مامانمم. ...
24 خرداد 1391

واکسن 2 ماهگي

سلام به همگي 107 نه واقعا مي خوام بدونم اين دنيا و دانشمنداش با اون کبکبه و دبدبه شون نمي تونن يه راهي کشف کنند که اين بچه هاي طفلک دو ماهه انقدر زجر نکشن. آخه هيچ راهي نيست که اون سوزن به اون عظمت اون شکلي وارد رونِ پاي اين ني ني ها نشه؟!!!؟!!؟ نه واقعا مي خوام بدونم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من ديروز 9 صبح رفتم دو تا آمپول سفت زدن به رون هاي تپليم. سعي کردم مامانم رو اذيت نکنم اما انقدرررررررررررر آمپولش درد داشت که نزديک بود دور از جون از شدت ضجه و گريه قالب تهي کنم. بعدشم کلي توو خونه گريه کردم تا خوابم برد و وقتي اثر قطره بعد 6 ساعت رفت دوباره پاي چپم درد گرفته بود و منم انقدر گريه کردم که حدّ ...
24 خرداد 1391

ههههههههههههي (با صداي ذوق بخوانيد)

سلام به همگي 116 ذوق که مي کند صدايي شبيه ترمز ماشين هاي فراري يا حتي هواپيما از خودش در مي آورد... طوري که خودش هم به سرفه مي اُفتد... اوهوم اهوم... امروز 72+3 روزه شد و 6400 کيلو گرم وزن جسمي اش است و 59 سانتي متر قد زميني اش. نمي دانم الان چند کيلوگرم وزن روحاني دارد و چند سانتي متر قد آسماني! ...
24 خرداد 1391

دو ماه تمام شد

سلام به همگي 108 انقدر زود داره ميگذره که حدّ و حساب نداره. به همين سرعت دو ماهش هم تموم شد. ديشب داشتم بهش مي گفتم: «محمدسجاد جونم، يه کم آروم بزرگ شو، من اين سنّ و سالت رو خيلي دوست دارم. آروم قدم بگذار به دنياي دوري از حقيقت، آرام باش فرصت زياده ...» اما کو گوش شنوا!؟ انگار همين ديروز بود که 4اسفند شد و پسري اومد بغل مامان جونش! انگار همين ديروز بود که حدود 20 روز من فقط 2 ساعت در شبانه روز مي خوابيدم! انگار همين ديروز بود که مي ترسيدم از لاي دستم بيفته و چيزيش بشه! انگار همين ديروز بود که مامانم لطف کرد و مثل هميشه به کمکم رسيد و  آب چله ش رو ريختيم روو سرش! انگار .....
24 خرداد 1391

89 روزگي...

سلام به همگي 125 آقا پسر ما انقدر دست و پا مي زنه که ميگي الان با سرعت يه جايي پرتاب ميشه.... دست اش رو هم کامل ميشناسه و مي کنه توو دهنش... دو روزه هم انگشت شصت دست چپش رو مي کنه تو دهنش و مي خورتش... ديروز ديدم صداش نمياد رفتم بالا سرش، انگشت به دهن خوابش رفته بود!!!! اصلا غلت نمي زنه حتي فکرش رو هم نمي کنه و اصلاترش اينکه به سمت عروسکهاي آويزش دستش رو بالا نمي بره ولي در حد تيم ملي ارتباط برقرار مي کنه و مي گيره چي بهش مي گم. جيگرشو..... براي سلامتي و رشد حقيقيِ همه ني ني هامون صلوات ...
24 خرداد 1391