آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 7 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

ما خانه بدوشيم...

سلام به همگي 52 ديگه اتاقم کم کم داره آماده ميشه... مامانم فکر نمي کنه که من در هيچ چهارچوبي نمي گنجم! وگرنه انقدر براي اين اتاق زحمت نمي کشيد. من که مي دانم خودشان هم اينجا ماندني نيستند، پس چرا وِل نمي کنند اين اتاق را؟؟؟؟؟
24 خرداد 1391

اتاقی دارم تا نداره....

سلام به همگی 61 یه روزی که همین نزدیکی ها بود، مامانیم سرزده اومد خونمون و باخودش یک طراح اتاق کودک آورده بود تا اتاق من رو درست کنه... من آچق مامانیمم که انقدر من رو تحویل می گیره.... الان یک اتاق جذابی دارم که مطمئنم هیشکی توو دنیا نداره... روی دیوارم درخت دارم که یه جوجه تووش لونه داره و برف نشسته روو درخته.  یک پسری روو دیوارم هست که داره هواپیما می رونه و توو آسمونش یک عالمه ابر و ستاره و سفینه و خورشید و ایناست...  وااااای عروسک هام رو چسبوندن به دیوارها و کلی هاش هم از سقف آویزوووونن. یک زرافه ی زیبا که باچشمات داره میخوردت هم اینور دیوارههه خیلییییییییییییی عالیه. دوست دارم بیام زودتر که باهاشون یک عالمه ب...
24 خرداد 1391

دانستن یا ندانستن....

سلام به همگی 67 نمی دونم چطوری قراره بیام، در چه شرایطی و با چه کیفیتی؟ با اراده ی مامان میام یا با اراده ی خاله دکتر یا با اراده ی خودم؟ بهمن میام یا اسفند؟ هیچچچچی نمی دونم.... تنها چیزی که میدونم اینه که خدا قراده منو تا تقریبا 30 روزه دیگه وارد این دنیا کنه. چه جوریش شاید برای خیلی ها مهم باشه اما واسه من اومدن به این دنیاست.... خدا جونی خیلی دوستت دارم خیلیییییی 
24 خرداد 1391

ربيع

سلام به همگي 63 من يک پسر ربيع الاولي هستم. ماه ربيع الاول ماه سرور پيامبر و امام هاي خوبم است. در زمستاني مي آيم که بهار است. ديگه کم کم ميخام بيام. برام فرش قرمز پهن کنيد و ريسه بزنيد و لي لي لي لي کنيد که ميخام بيام. کلي کار دارم که بايد انجام بدم. هزار تا اميد و آرزو دارم که ميخام بهشون برسم. يک عالمه برنامه واسه عملياتي کردن دارم. واااااااااااااااااي دوست دارم بياااااااااام.
24 خرداد 1391

روز تولد

سلام به همگی68 داشتم فکر می کردم که چه روزی خوبه به دنیا بیام.... 21 بهمن/ 17ربیع؟ 22 بهمن؟ 10 اسفند/تولد امام حسن عسگری؟ . بازم داشتم فکر می کردم که: «کلُّ یومٍ هُو فی شأن» از اونجایی که توو خلقت چیزی به عبث خلق نشده، هر روزی که بدنیا بیام اون روز دارای شان و مقامیه .... اصلا شاید بعدش که من بدنیا اومدم اون روزم شد: «یوم الله» یعنی روزی که قدرت خدا و دست خدا در اتفاقات اون روز مشهود و واضحه... خدایا دست خودت رو در زندگی به من نشون بده به طور مداوم. آمین ...
24 خرداد 1391

صداهای جانانه

سلام به همگی91 وقتی که صداش رو میندازه توی حنجره ش و جیغ می کشه، دلم ریش ریش میشه. مستاصل می شم و نمی دونم چی کار کنم. بیشتر اما دچاره دلسوزیِ فراوون میشم که طفلکی چه دردی داره می کشه بابت نفخ معده ش. انگار این یک ذره بادی که توو دلش می پیچه بدترین و بیشترین درد دنیاست. . چند شب پیش کلی سه تایی با هم خندیدیم... سر دلش گرفته بود و نمی تونست فعالیتش رو انجام بده من و باباش نشستیم و دل و کمرش رو با روغن زیتون ماساژ دادیم. جانم! هر ماساژ ما با صدایی همراه بود که باعث سرور دل ما می شد. یعنی میخام بگم دیگه ما با این صداها هم شاد می شیم.   ...
24 خرداد 1391

40

سلام به همگی 95 امروز 14 فروردین، 10 جمادی الاول(شب شروع ایام فاطمیه)... محمدسجاد که 4 اسفند بدنیا اومده بود مصادف با  اول ربیع الثانی، امروز 40 روزه شد . 40 روزه شدنت مبارک پسرم. ...
24 خرداد 1391

خداحافظي با مراحل رشد

سلام به همگي 89 کليه ي قوانين روانشناختي در باب مراحل رشد کودک به نظرم داره ميره زير سوال! ديشب محمد سجاد يک غلط جانانه زد در يک ماهگيش ! طوري که افتاد روو صورتش. بهش افتخار مي کنم به خاطر لبخند هاي هدف دار و بي هدفش. به خاطر زور زدن هاش. به خاطر سعيش در گردن گرفتن. به خاطر سعيش براي روي دست بلند شدنش. به خاطر همه چيزش. خدايا شکرت. ...
24 خرداد 1391