آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

اولين شغل آينده ي من؛ آرايشگري

سلام به همگي 247 ديشب با مامانم دوباره موهاي باباجونم رو از ته زديم. خيلي حال داد. صداي ماشين ريش تراش خيلي بامزه بود. هر کار کردن اما من فرار کردم و نذاشتم موهاي قشنگ من رو حتي يه ذره کوتاه کنند. هوراااااااااا ...
12 آذر 1391

هديه...

سلام به همگي 246 آدم از کسي که دوستش دارد هر آنچه بگيرد،​ صدايش هم در نمي آيد. حتي شايد شادمان هم بشود. اين آنچه اعم  است از: يادگاري هاي کوچک و به يادماندني،  دستنوشته ها، حرف هاي زيبا، نصيحت هاي اصلاح کننده، و حتي بيماري. اين روز ها از کَرَمِ محمدسجاد من اين بوده که بيماري اي را که داشته مقداري را به من دهد. تا من هم دردش را متوجه شوم.   ...
11 آذر 1391

گياهخوار

سلام به همگي 245 اين هم پسر من! بعد از اينکه ني ني ها بلاهاي زيادي به سر پنبه(غزال) و جوجو (مينو) در آورده بودن، من اميدم به محمدسجاد بود که دوست دار حيوانات و گياهان باشه... با سرعت مي ره به سمت گلدون هاي موجود در اقصي نقاط خونه و علاوه بر اينکه مشتش رو از خاکشون پر مي کنه!! برگ هاشون رو هم مي گيره ميکشه!!!!!!!!!!!!! تا حالا چندتا برگ کامل از گياه شِفلرا و کنده و گاهي هم خورده!!!! نصف هم مي کنه برگ ها رو!!!! واقعا متاسفم... هم براي اينکه بچه م از آوان کودکي گياه خوار شده هم براي اين همه مسالمت آميز زندگي کردنش با گياهان. حتما اگر حيووني هم داشتيم  الان يا دست نداشت يا پا!!!!!   ...
9 آذر 1391

سيد الساجدين

سلام به همگي 244 شهادت امام سجاد عليه السلام عزيز دل ما، جان ما، نفس ما بر همه ي دوست داران و هم نامانش و کساني که مي خواهد نام ايشان و اهل بيت را بالا ببرند تسليت. ما افتخار مي کنيم به همنامي پسرمان با ايشان. انشالله عبد خدا باشد و تنها در مقابل او سر به خضوع و سجده نهد. ...
8 آذر 1391

عمه ام زينب.

سلام به همگي 243 فهميدم چرا خروسک گرفتم و صدام گرفته. قديم ها، اگر بعد از عاشورا صداي شان در مي آمد انگار که عزاداري هايشان قبول نبوده. يعني خوب گريه نکرده بودند بر مصيبت عمه مان حضرت زينب... آخ جون! يعني عزاداري هاي من قبول شده. ...
7 آذر 1391

خروسک...

سلام به همگي 242 من خروسک گرفتم... چند روز آروم سرفه مي کردم، بعد سرفه هام مقداري خشک شد بدون اينکه آبريزش بيني داشته باشم. هيمينجوري توي خواب و بيداري از سرفه مي پريدم بالا و پايين... خورديم به تعطيلات امام حسين و نشد برم دکتر. و من همچنان در حال پرواز سرفه اي ديروز که با مامان و بابام رفتم، تشخيص دادند که ويروسي شدم و خروسک گرفتم. يک شربت گياهي که هر 8 ساعت بايد 2 ميل بخورم و يک قرص که هر شب 1/4 ازش رو بايد نوش جان کنم. دعا کنيد که سرفه هام نَمونه و زودي خوب شم...   البته من صدام هنوز خَش دار نشده ها فکر کنم چون موهام هميشه مدلش خروسيه صدام هم خواسته مثل موهام بشه ـــــــــــــــــ...
7 آذر 1391

من سينه زن امام حسينم.

پيرهني دارم که هست رنگ غمت، اي عزيز رنگ غمت البته رنگ انار است عزيز   مشکي پيراهنم از غم فقدان توست سرخي خونم ولي، هديه برايت عزيز   حبّ تو از ابتدا با رگم آغشته شد تک تک رگ هاي من هست به فدايت عزيز   با آنکه من ندارم بيش از حيات نُه ماه اما همين چند ماهم فداي آل ت عزيز   اگر نبودي با من، بودن من چه سود داشت؟! بود و نبود من هم، فداي نام ت عزيز ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *شعر را مامانم گفته است.(آيکون يک دسته گل براي مامانم)   ...
4 آذر 1391