آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

بهتر و بهترترترترترتر 2

سلام به همگي 199 بغل کردن و هماهنگ شدن با بچه ها در مورد در بغل بودن تا يه مدت جزء بهترين کاره. در نسبتِ با بغل نبودن. اما وقتي سن فرزندمون از ماه 6 و 7 گذشت و به مرحله ديگري ورود پيدا کرد ديگه بغل کردن نمي تونه بهترين کار باشه. چرا که؛ از  اين سن به بعد، هر چه عملکرد کودکمان بيشتر باشد فکر کردن در او بيشتر اتفاق مي افتد. پس از اين به بعد به جاي بغل کردن و راه بردن و راه آمدن با خواسته هاي غير نشستي کودکمان، شرايط را براي حرکت بيشتر، تحرک داشتن،​ فکر کردن براي برداشتن شيء، خيز برداشتن براي گرفتن شيء و ... طراحي مي کنيم. از اين مرحله اين کار مي شود بهترترترترترتر... ...
6 مهر 1391

بهتر و بهترتر

سلام به همگي 19٥ اين روزها، آقا پسر ما شايد بيشتر از 3 ساعت در بغل من باشد... به علاوه ي يک ساعتي که شب ها بغل پدرش است... خدا را شکر. هر چه بيشتر برايش بين بهتر (در بغل نبودن،​نشستن و بازي کردن) و بهتر تر بغل بودن بهترتر  را انتخاب کنيم،​او نيز در حين بزرگ شدنش، بهترتر ها را تشخيص و  انتخاب مي کند. به اين مي گويند تربيت کودک براي خير گزيني. ــــــــــــــــــــــــــــــــ خدايا اعتراف مي کنم که از تربيت فرزندانمان عاجزيم هم من هم پدرشان. خودت بايد ياري مان کني و رفقايت. *اين متن يک قانون اساسي در رشد کودکانمان است.آنرا جدي بگيريم. ...
6 مهر 1391

راه حل...

سلام به همگي 198 چه داد بزني بر سرش و چه نزني... او کار خود را مي کند. پس بيخود اعصاب خودت را خورد نکن. فکر کن نمي بي ني... فکر کن که نمي شنوي... آفرين مامان خوب! ...
5 مهر 1391

از حالا براي 20...30 سال ديگه

سلام به همگی ١٩٧ از حالا بايد دوست داشته شدن بچه هامون رو توسط ديگران از ماماني ها گرفته تا عمه و خاله و همه بپذيريم تا تمريني باشه واسه خوب مادر شوهر شدن... و دل کندن از پسر... اين يک حقيقته ...
3 مهر 1391

ولادت...

سلام به همگي 196 تولد تولد تولدشون مبارک.....مبارک مبارک تولدشون مبارک هورااااااااااااااااا من خيلي حضرت معصومه رو دوست دارم...خيلي. نه فقط به خاطر اينکه خواهر امام رضا جونمه ها...نه! به خاطر اينکه واسه امامش آلاخون والاخون شد. پا شد از مدينه زندگي ش رو جمع کرد و به قصد رسيدن به امام رضا راهي طوس شد... خيلي جَنَم مي خواد اينکار... از هر کسي بر نمياد... تنها از دختران آفتاب اين قبيل امور انتظار مي ره... دختراني که جنسشون از سنخ عمه باشه...اونم عمه اي مثل حضرت زينب. اصلا انگار اين خانواده کلا دخترها و بانوانشون مانند ندارند. همه شون تک ند. يه دونه ند . مامان! دعا مي کنم برايت ...
28 شهريور 1391

اتوبوس سواري

سلام به همگي 19٤ امروز براي اولين بار مامانم با اتوبوس من رو برد دانشگاه!!!!!!! هوراااااااااااا خيلي خوب بود. هوا هم خيلي گرم نبود، باد مي خورد به صورتم و منم واسه ي همه مردم دَدَدَدَ اوووووووووووو مي گفتم.... خيلي خوش گذشت. خوش حالم که مامانم من رو لوس بار نمياره اين يعني من دارم بزرگ مي شم.... من 204 روزه شدم  امروز بازم هورااااااااااا ماماني بيا بغلم که انقدر شجاعي ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سلاااااااااااام من امروز ديگه با خودم گفتم حوصله ي رانندگي ندارم دلم ميخاد با اتوبوس برم دانشگاه...... و اين شد که آغوشي رو بستم و پسري رو گذاشتم توشو برو که رفتييييييييييييم.....
26 شهريور 1391