آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

زلزله ي خانه ي ما!!!

زبان قاصر است از شرح!   از صداي مکرر عطسه هايش متوجه خراب کاري اش شدم!!! با اعتماد به نفس کامل و لبخند مرا دعوت به همکاري مي کرد!!!!!     دستانش را هر چه مي شستم اين پودر و صابون کامل ليزي اش نمي رفت!!!   ...
6 ارديبهشت 1392

در خانه ی بابایی حان.

سلام به همه 287 ما یک چند روزی ست که آمدیم منزل مامانی شماره دو 1 . اینجا حقیقتا به ما خیلی خوش می گذرد.  دارم فکر میکنم پسر من اگر تا چند سال اولیه ی عمرش انــــــــــــــقدر محبت ببیند از عمه ها و مامانی و بابایی و اقوام و حتــــــی پسر عمه جان(البته به سبک خودش ) هم از لحاظ ارتباطی قوی می شود هم از لحاظ اعتقادی. خب بسیاری از مسائل فکری در آینده ناشی از دیدن و ندیدن محبت و نیز جنس محبتی ست که نثار انسان می شود. از این بابت خدا را شاکرم و دشواری های دور از خانه بودنش را به جان خریدارم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. مامانی 2، یعنی مادر جانِ بابا جانِ آقا محمدسجاد جان. ...
4 ارديبهشت 1392

يک نمونه راهکارِ​ داد نزدن...

يک راه کار براي داد نزدن: وقتي صداي مادر نازنين، اندکي بر سر فرزند فراز مي گردد، بهتر است که به آن ريتم و آهنگ  دهد تا هم فريادش را زده باشد و تخليه روحي-رواني شده باشد هم عصبانيت بر کودک نازک تر از گل منتقل نمي شود. براي مثال: وقتي عصباني هستيد و کلافه شده ايد از نق نق هاي ني ني و ديگر قادر به ادامه ي زندگي مسالمت آميز نيستيد: به جاي اينکه با فرياد بگيد اَه ساکت باش ديگه! ديگه نمي تونم! بگيد:    ساااااااااااااااااکــــــــــــــــــــــــــــــت بــــــــــــــــــــآآآآآآآآش ديــــــــــــــــــــــــــگه نمـــــــــــــــــــــي تـــــــــــــــــــــونــــــــــــــــــــــــــم و اين...
4 ارديبهشت 1392

به همسر خود عاشقانه نگاه کنيم تا...

سلام به همگي 259 لزومي ندارد مادر و پدر به   بچه    توجه کنند. وقتي مادر و پدر به يکديگر   متوجه   باشند و هواي هم را داشته باشند همين امر باعث   تربيت خوب   بچه مي شود.... کودک مي بي ند که شرايط   امن    است براي زندگي و اين به او   آرامشي  مي دهد که از آن توجه ابتدايي تک تک والدين به  خودش   مهم تر  است. محبت بين والدين،  در کودک ايجاد رشد مي کند.   ...
4 ارديبهشت 1392

اُنس..

سلام به همگي 257 يک سري شعر کودک را از همان روزهاي آغازين زندگي اش، صبح ها به عنوان صبحگاه، برايش پخش کردم. الان 10 ماه مي گذرد. هر زماني که آن شعرها را برايش پخش کنم؛ نيش هايش تا بناگوش باز مي شود. ذوقي مي کند که حدّ ندارد. آدم ها چه راحت اُنس مي گيرند با هر آنچه همراه شان باشد. چه خوب است که فرزندانمان را با دين و آنچه که خوب است مأنوس کنيم. البته ناگفته نماند که بچه ها با آنچه مادر-پدرشان مانوسند انس مي گيرند. همه چيز يک تربيت و اصلاح از يک نقطه شروع مي شود: خودمان ...
4 ارديبهشت 1392

بعد دوم:

سلام به همه 254 بچه داري يعني تمرين براي تقويت بسياري از صفاتي که خيلي سال بود بهش توجهي نشده بود. مُدارا... مهرباني... لطف... گذشت... صبر... تلاش زياد... به فرد ديگري رسيدگي کرن... و ... من اگر به اين بعد بچه داري توجه نکنم، اصلا بهم نمي چسبه اينکاري که دارم مي کنم. ...
4 ارديبهشت 1392

هویج به دادم برس...

سلام به همگی 268 یکی از راه های سرگرم کردن اقا پسر ما چیه؟ یک میوه ی بزرگ نارنجی... که خوب تراشیده میشه... و حداقل 10 دقیقه میشه بدون اینکه آویزونم باشه به امورات برسم. اون میوه، میوه ای نیست جز دوست خوب ما: هویج ...
4 ارديبهشت 1392

ت... مثل تربیت3

بچه ها را رها کنید.... محبت بین پدر و مادر هر چه بیشتر باشد آرامش فرزندان بیشتر است.  هر چه آرامش فرزند بیشتر باشد، رشد درست تر و بهتر در وی صورت می گیرد. خریدهای اضافی، از لباس گرفته تا وسائل راحتی زندگی و ... فضا و امکانات بیرونی رشد هستند. آنچه در رشد مهم است، بستر و شرایط درونی ست که ثقلش بر مدار وجود محبت بین پدر و مادر  می چرخد. این راه میانبر است. ...
4 ارديبهشت 1392

من غذا را مي خورم يا غذا من را مي خورد؟!

سلام به همه 309 رها کردن بچه ها براي اينکه خودشون غذا بخورن، با غذا بازي کنن، بريزن، بمالن و ... يکي از راه هاي علاقه مند کردنشون به انواع غذاهاست. کودک وقتي مي بي ند که هنگامه ي غذا خوردن يکي از خوشگذشتني ترين زمان هاي روزش است نسبت به خوردن رغبت بيشتري پيدا مي کند. خوردن امري است که انسان تا آخر عمرش با آن سر و کار دارد. اگر خوردنِ اوليه (يعني همين شير خوردن، غذا خوردن و ... در سال هاي اوليه ي زندگي) خوب و لذت بخش جا بيفتد، مابقيِ خوردني هاي طول عمرش نيز خوب به کار مي آيد. انواع خوردن هاي در طول عمر: خوردن دوست:    کمک کردن به دوست خوردن کتاب:       مطالعه ي...
4 ارديبهشت 1392

باغ وحش

سلام به همه 308 در مسابقه ي اولين بارها که بابا و مامانم برگزار کردند به من که خيلي خوش ميگذره: امروز نوبت يک جاي جديد بود. با مامانم رفتيم: باغ وحش بله من امروز براي  اولين بار رفتم و کلي طوطي و قرقاوول و اردک و و مرغابي و کبوتر و فنچ و قناري و ... ديـــــــــــــــــدم ولي خب من دلم ببر و پلنگ و شير و روباه و فيل و زرافه و ... اينا ميخواست خب ببينم بابا و مامانم کدومشون برنده ميشن منو ببرن آمازون تا از نزديک دوستام رو ببينم؟؟؟؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مادر نوشت: اول فکر نمی کردم که براش جالب باشه دیدن حیوانات. یعنی راستش دو دل بودم که ...
1 ارديبهشت 1392