آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

بررسي صفت شجاعت در مرحله اول رشد

سلام 330 اين که بچه ها زمينه ي شجاعت داشته باشند خيلي خوب است. اصلا در 7 سال اول زندگي که دوران پادشاهي و کرامت داشتن بچه هاست بايد اين ويژگي درِشان هر چه بيشتر و بيشتر شود. اين مقوله به جنسيت ارتباطي ندارد، به انسان بودن و بچه آدميزاد بودن مرتبط است. ساخته شدن اين صفت يا عمق دادن به آن در آينده، يعني در 7 سال هاي بعدي زندگي او مي تواند تاثيرات شگرف و پر فايده اي در زندگي فردي و اجتماعي کودک داشته باشد. چه در ارتباطش با خود، چه خانواده، چه ديگران. و در کل ارتباطش با قواعد و قوانين و احکام هستي و تن دادن به اجراي آن فرامين الهي. چه کارهايي نبايد کرد و چه کارهايي بايد کرد: * بي خود و بي جهت بچه ها را از تاريکي نترسانيم. ...
2 تير 1392

شجاعت خرکي!

سلام329 بسيار شجاع است اين بچه. باباش تعريف مي کنه ميگه که: بعضي شبا که با هم مي ريم بيرون پياده روي به زور بايد از دنبال کردن گربه ها (همان توتوي خودمون) منصرفش کنم. اگر حواسم نباشه دم گربه ها را مي گيره و مي کشه. اصلا انگار ترس نداره اين بچه. به حالت نيمکت وار، مي شينه روي ميز ميزبان و خودش رو ميندازه روي زمين که از پشت نياد پايين! جديدا روي مبل و صندليش هم همينطوري مي شينه و مياد پايين!!! ديگه بعضي وقتا ميگم بهش نگم شجاع! ميگم خرکي! البته يه بار جلوي بابايي ش گفتم اين واژه رو کلي ناراحت شدن! ولي خب حق با من بود ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ بحث نظري اين پست در ادامه...
2 تير 1392

نماز حصن امن من است...

هميشه نسبت به نماز واکنش نشان مي دهد. مهر بر مي دارد و مي گويد: «اَلا». چادر نماز من را برميدارد و مي گويد: «اَلا». بماند که گاهي سفره و ملافه و ... را هم بر مي دارد و مي گويد: «اَلا». انگار بيشتر برايش در حصن امن بودن «اَلا» است تا مطلق چادر نماز و مهر. حتي شده بود که سجده هم بر مهر بکند و حالت نماز خواندن را به خودش بگيرد. اما آنچه ديشب واقع شد جنسش با همه ي اينها فرق داشت: مهر بابا را برداشت گذاشت وسط سالن پذيرايي، ايستاد. زير لب مي خواند. رکوع رفت. سجده رفت. ايستاد. بعد انقدر که ذوق کرده بود دستانش را هوا کرد و جيغ و هورايي کشيد. ...
2 تير 1392

اذانِ عملي...

دقيقا الان داره اذان ظهر ميگه به وقت تهران.   اشهد ان عليا ولي الله. محمدسجاد اومده چادرم رو ميده به دستم ميگه: »اَلا«    »اَلا«     »اَلا«    »اَلا« ديگه معنيش واضحه! خدا رو شکر يکي ب فکر نماز ما هست توي اين خونه  که سر وقت باشه! اين ابزار آلات تکنولوژيکي که ما را خاک بر سر کرده  ...
29 خرداد 1392

خوابيدن با دردسر يا بي دردسر...

سلام 225 جديدا اغلب شب ها با بابا، مي روند پياده روي. از اين کوچه به آن کوچه. از دنبال اين توتو (گربه) به دنبال آن توتو (گربه) دويدن. شده يکي از بازي هاي شايد روزانه ي پسر و پدر. حتي گزارش رسيده که توي سطل هاي زباله ي شهري هم رويت شدند!!! وقتي که مي رسند خانه، محمدسجاد ديگر نايِ ورجه وورجه هاي شبانه را ندارد. خسته ي خسته است. انگار از يک کوه نوردي سنگين برگشته. مي افتد روي تخت و با خميازه هاي پي در پي غرق خواب مي شود. چه لذتي دارد راحت خوابيدن بچه ها. ...
28 خرداد 1392

گازها ادامه دارد...

سلام 224 دختر خاله اش را يک گازهايي گرفته که حدّ و حساب نداره... بازوي راستش از شدت گاز آقا پسر کبوده!!! ساق دست راستش هم کبوده!!!! حتي نزديک بود انگشت سبابه ي پاي چپش هم کنده شه!!! اين پسره ماست که داره تمرين خواهر داري مي کنه ...
28 خرداد 1392

گزارش تصويري

سلام 323 چند روز پيش از تخت افتاد 1 و با صداي گريه از خواب بيدار شد. صبح حدوداي 7 بود. با سرعت رفتم توي اتاق و ديدم ايستاده اون لبه ي تخت و داره گريه مي کنه اساسي. خيلي ناراحت و مضطرب شده بودم. باباش براش آب آورد با 2 تا خرما. نشست روي تخت و شروع کرد به خرما خوردن همراه با آب. وسط خوردنش بود که ازش پرسيدم: «مامان! چطوري افتادي از روي تخت؟» -مي خواستم ببينم با کدوم ورش افتاده، سر دست پا و ...!- اصلا فکرش رو نمي کردم که جوابمو بده. عميقا داشت به سوالم فکر مي کرد. همونطوري که خرماش دستش بود خودش رو با کتف سمت چپش انداخت روي تشک تخت و پاهاش رو داد هوا. بعدشم نشست و شروع کرد به ادا...
26 خرداد 1392

انتخابات 92

امروز 25 خرداد بود و روز اعلام نتايج انتخابات... همه چيز مثل گذشته هاي انتخاباتي پيش رفت و يکي علم راي ها رو بدست گرفت... فقط من متوجه نشدم که چي شد که ايندفه تقلب نشده بود و اوندفه تقلب شده بود!!! البته مشخصه... چون ايندفه راضي بودن و اوندفه نه. خدا رو شکر... تقلبي که با راضي بودن و نبودن آدما درست و راست بشه ماليده شدنش به. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ما اين حماسه ي سياسي 73 درصدي رو به همه تبريک مي گيم. و به آقاي روحاني هم مي گيم، ما به قانون تمکين ميکنيم و ايشون رو رييس جمهور منتخبت خودمون مي دونيم. ازشون هم انتظار داريم که بدون هيچ اغماضي به سروسامون دادن اوضاع اقتصادي کشورمون بپردازن.   ...
25 خرداد 1392

دندونی، دندونات مبارک

آی دندون، دندون دندون .... شده دو تا نمایون سه ماه شد که اونها .... بودن دوتایی پنهون پدر مامانی رو خوب درآوردین شما.... صدای جیغ از پسر، آب زیر کاهی از شما.   ـــــــــــــــــــــــــــــــ به سلامتی دندون 9 و 10 هم دراومد. آسیاب های بالا. حالا روز از نو روزی از نو، منتظر سر زدن غول های آسیاب پایین هستیم.
22 خرداد 1392