فيتيله پيچ در 181 روزگي...
سلام به همگي 181 عمه مرضيه ي محمدسجاد امروز آمد يک سر پيش ما. و محمدسجاد بسيار پسر گل و خندون و جيگر طلا. عمه مرضيه ي محمدسجاد عصر حدوداي 4 رفت از پيش ما. و محمد سجاد کم کم اون روي خودش رو نشون داد. نق.... نق.... آواز هاي کشيده ي بدون ريتم.... بغلش مي کنم. راه مي رم. ده دقيقه. يک ربع. نيم ساعت. اداي خوابالوده ها رو در مياره اما... لبخند مي زند. با خيال خنده اش خام مي شوم، مي گذارمش زمين. جيييييييغ... گريه... ناله... آواز بدون ريتم... دستانم از کار افتاده اند، توان بغل کردنش را ندارم، چه کنم آرام بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رويش به سمت آسمان است... دستانش به ...



