آقا محمد سجادآقا محمد سجاد، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

قهرمان شکست ناپذير...

من محمدسجاد مکرمی هستم... یک قهرمان شکست ناپذیر...

تقويت عنصر حسّ

سلام به همگي 126 نوزادها در اين سني که هستن فقط و فقط با حواسشون ارتباط برقرار مي کنند. با دست، پا، قدرت لامسه،​چشايي و بويايي، شنيداري و هر چي به حواسش مرتبط باشه. اگر اين مرحله از رشد، خوب به بچه ها رسيدگي بشه​، با شتاب و موفقيت بيشتري به مرحله ي بعدي که دودوتا کردن هاي تنهايي و نجوا کردن ها(وقتايي که باخودشون حرف ميزنن و ميخان خونه سازي ها رو رو هم بچينن) و بازي کردن ها و همه ي کارايي که بچه به هنگام ورود به مرحله ي تکلم انجام ميده هست، وارد ميشه. اين شتاب و موفقيت اون رو در آينده ميشه شاهد بود. حالا بايد چيکار کنم: 1.روزانه دقايقي رو به لمس کردن و نوازش دستها،پاها، انگشتان و شکم و کمرش ميگذرونم​.( قوت ياف...
24 خرداد 1391

ترس، بودن يا نبودن.....

سلام به همگي 134 مفهوم ترس در نوزادان هنوز شکل نگرفته است. جالب است بدانيد: ترس با قوه ي وهمِ انسان رابطه دارد و از ارتباط دهيِ بين اتفاقات حاصل مي شود . اين قوه زماني در انسان ايجاد مي شود که وي بتواند بين آنچه در زندگي اش اتفاق مي افتد -اعم از امورات ساده و پيچيده- ارتباط دهد. مثالهايي از رشد قوه وهم در کودکان: اگر اين مهره را اينجا بگذارم خانه سازي من تکميل مي شود. ياه اگر مامانم بفهمد که دستم را در دهانم مي کنم دعوايم مي کند. يا وقتي بالاي پله مي ايستم قلبم تندتر مي زدند. يا ... در سنين پايين يعني ماه هاي ابتدايي زندگي، چنين ارتباط دهي هايي در ذهن نوزاد شکل نگرفته بنابراين اگر آن...
24 خرداد 1391

م ا د ر

سلام به هم گي 120 امسال دومين ساليه که روز مادر روز منه... سال پيش وقتي محمدسجاد توي دلم و شايد يکي دوهفته از عمر جنيني ش مي گذشت ... امسال هم وقتي که 79 روزه شدنش رو به من و باباش هديه داد... مادر شدن، يک حسّ نيست...يک مسئوليته. مادر الگوي خانواده ست. رشد مادر رشد تک تکِ​ اعضاي خانواده رو به همراه داره. مادر قوّي بچه هاي قوّي پرورش ميده. قوّت در جسم... قوّت در اعتقاد... قوّت در اراده... قوّت در خيررساني... قوّت در همه چيز مادر يک خانواده را قوي مي کند. بهشت ؛ پيش کشي ست براي همه ي مادران. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ مي گويند: مادر هر کار کنند فرزندان همان را ياد مي گير...
24 ارديبهشت 1391

آويزون...

سلام به همگي 118 انقدر آويزهاي اتاقش اعم از عروسک و ... با صدا و بي صدا که فقط قابليت تکون خوردن و اينور اونور رفتنِ بالاي سرش رو داشته باشند دوست داره که حدّ نداره.... ميخام 2تا کار کنم: 1. عروسکهاييش رو که زدم به ديوار رو از سقف آويزون کنم واسه ش. 2. ارتفاع اين عروسکهاي فعليش رو هم که آويزونه کمتر کنم تا زمين که بهشون نزديک تر باشه و بيشتر حالش رو ببره. 3. يهو ديديد که حسّ مادريم خيلي گُل کرد و خودم رو هم از سقف واسه ش آويزون کردم، نيز پدرش رو. ديگه ما کارمون حال دادن به اين آقا پسره خوردنيه ديگه دعامون کنيد شب عيدي. ...
21 ارديبهشت 1391

آغوش...

سلام به همگی 94 دیشب تا صبح در آغوشم بود... با صدا و بی صدا. آرام بود و گاه نا آرام. نا آرام بود و گاه آرام. اما آنچه مهم می آمد از نظرش، آغوش گرمی بود که پناهش بود. با تمام وجود. بزرگ که می شویم انقدر آغوش هایمان زیاد می شوند که یادمان می رود فقط و فقط در آغوش یکی  بودن است که راه نجاتمان را فراهم می کند : خدا.   ...
13 فروردين 1391

دست در دست حقیقت...

سلام به همگی 93 با تکلم انسان می تواند حقیقتی را که می بیند بر زبان جاری کند. حال اگر هنوز توان تکلم در نوزاد شکل نگرفته باشد او این حقیقت را به صورت مستقیم مشاهده می نماید. فرزندی دارم که مستقیما با خودِ خودِ حقیقت در ارتباط است. خنده هایش، گریه هایش همه و همه نشان از این ارتباط است. انشاءالله ارتباطش تا نهایت حفظ شود با تمام قوا. ...
12 فروردين 1391

او ...

سلام به همگی 92 دستاش رو که می گیرم کمرش رو گود می کنه و خودش رو بالا می کشه... باهاش که حرف  می زنم انقدر دقت می کنه که همه ش مواظبی درست حرف بزنی و خطایی نداشته باشی... براش که با صدای بلند شعر می خونم ساکتِ ساکت می شه و گاهی لبخند می زنه... یه موقع هایی عطسه می کنه و یه موقع هایی عطسه ش می خواد بیاد اما نمیاد... گریه که می کنه هنوز زود متوجه نمی شم که گرسنه شه، دلش درد می کنه، دستشویی کرده، بغل می خواد، چشه .... دوستش دارم... او امروز 38 روزه شد... ...
11 فروردين 1391