نوازش
سلام به همگي 103 نوازش که مي شود آرام آرام آرامش را در وجودش مي يابد. دستاني که از روي سر تا کنار و پايين گوش هايش کشيده مي شود، هر بي تابي اي را از ذهنش دور مي کند. انگشتاني که روي شکم و کمرش بالا و پايين مي رود، تداوم مهرباني را برايش به ارمغان مي آورد. بازي کردن با پاهايش چنان قدرتي به او مي دهد که هر آن امکان دارد از جا برخيزد. او در اين سنّ، نوازش را مي فهمد و با تمام وجودش درکش مي کند. ديگر او به نوازش محتاج نيست، بلکه اين انگشتان دستان من است که سخت دل تنگ تک تکِ سلولهاي بدن او ست. دلتنگ نوازش ش هست م .* ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * رسول اك...




